سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

266

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

سخن را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم شنيديم . * على عليه السّلام فرمود : آيا اقرار مىكنيد كه پسر عمويم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم فرمود : « من و اهل بيتم نورى بوديم كه چهارده هزار سال پيش از آنكه خداوند آدم را بيافريند ، در پيشگاه خداوند در تكاپو بود ، چون كه آدم را بيافريد ، آن نور را در نهاد او قرار داد و او را به زمين فرستاد ، سپس در نهاد نوح در كشتى نهاد و سپس آن را بر آتش نمرودى زد و در نهاد ابراهيم گذاشت و از آن پس همچنان خداوند ما را از پشتهاى بزرگوار به شكمهاى پاكيزه و از شكمهاى پاكيزه به پشتهاى بزرگوار ميان پدران و مادرانى كه ساحت هيچ كدام‌شان به زنا آلوده نشده ، منتقل نمود » ؟ پيشگامان و پيشتازان در اسلام و مجاهدان بدر و احد ، همه گفتند : آرى ! اين سخن را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم شنيده‌ايم . * فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا اقرار مىكنيد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ميان هر دو نفر از اصحابش پيمان برادرى بست و ميان من و خود نيز پيمان برادرى برقرار كرد و فرمود : « در دنيا و آخرت ، تو برادرم هستى و من برادرت مىباشم » ؟ گفتند : آرى ! * فرمود : آيا اقرار مىكنيد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم زمين مسجدش را خريد و آن را ساخت و سپس يازده خانه بنا كرد ؛ نه خانه براى خود و خانهء دهم را كه ميان اين ده خانه بود ، براى من قرار داد و همهء درها را كه به مسجد باز مىشد بست جز در خانهء من را ، در اين باره يك نفر اعتراض كرد ، فرمود : « من در خانه‌هاتان را نبستم و در خانهء او را من باز نگذاشتم ، اين خداوند بود كه مرا فرمود تا در خانه‌هاتان را ببندم و در خانه‌اش را باز گذارم » ، و به جز من ، همهء مردم را از خوابيدن در مسجد بازداشت و من در مسجد جنب مىشدم ، و خانهء من و خانهء رسول خدا در مسجد يكى بود و فرزندان من و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم در آن خانه متولد شدند ؟ گفتند : آرى ! * فرمود : آيا اقرار مىكنيد كه عمر كوشيد تا به اندازهء روزنه‌اى هم كه شده